محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1542
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
و كامران نمانده . » « 1 » اعليحضرت خاقان فرستادهء كامران ميرزا را مطمئن فرموده معاودت دادند - هم در اين سال نواب حسينعلى ميرزا فرمانفرماى فارس به دار الخلافه احضار شده و با برادر كهتر خود حسنعلى ميرزاى ملقب به شجاع السّلطنه ملاقات كردند - و امير كبير حاجى محمّد حسين خان مروزى قاجار عزّ الدينلو كه ملقب به فخر الدوله بود در طهران وفات يافت . و از مآثر خيريّهء حاجى محمّد حسين خان مروزى مدرسهء مشهور به مدرسهء مرويست در دار الخلافه ، كه الى الآن به احسن وضع و نظام داير است - هم در اين سال پولكونيك مرزاويج كه در تفليس و به وكالت اين دولت منصوب بود به اظهار الكساندر يرملوف سردار گرجستان به آستان ملايك پاسبان همايون آمد و پس از چندى به اتّفاق ميرزا محمد على مستوفى آشتيانى مأمور خدمت حضرت مستطاب نايب السلطنه گرديده در تبريز متوقف شد و نواب شجاع السلطنه حكمران خراسان به ارض اقدس بازگشت و اسمعيل خان دامغانى به ملازمت و خدمت شاهزاده مأمور شد - هم در اين سال موكب همايون تشريففرماى چمن سلطانيه گرديد ، و داود پاشا والى بغداد كه به اعانت نواب شاهزاده محمّد على ميرزاى دولتشاه والى كرمانشهان در حكومت بغداد مستقل شده بود در اين ايام به راه خلاف رفت نواب شاهزاده دولت شاه از كرمانشهان به كرند رفتند و سپاهى به تاختوتاز حوالى و اطراف بغداد فرستادند و عيسى خان اميرآخور نيز با ده هزار نفر از قشون نصرتنمون به ركاب دولتشاه پيوست . داود پاشا كار را سخت ديده آقا احمد كرمانشهانى را كه از اجلّهء علما بود شفيع قرار داد و احمد چلبى را با پيشكشى لايق به حضور حضرت شاهزادهء معظم فرستاد و از خطرها آسوده گرديد - هم در اين سال رعاياى گيلان از خسرو خان گرجى حاكم خود شاكى شدند و نواب شاهزاده محمّد رضا ميرزا را به حكمرانى خود مستدعى شدند و مسئول ايشان مقبول شد - هم در اين سال حضرت مستطاب شاهزاده معظم نايب السلطنه به
--> ( 1 ) . اين قسمت از روضة الصفاى ناصرى خلاصه شده به همين سبب گزارشى كه خالق داود خان به فتحعلى شاه داده اندكى نامفهوم است . بهتر است محققين به خود روضة الصفا مراجعه فرمايند .